|
يه تيکه ... !
امروز كه زمام همت و اختيار به دست توست ، اگر كاری نكنی ... ؛ فردا كه دست تصرفِ والامر يومئذ لله نقاب پندار از روی كار تو بردارد ، و منادی عزت از بطنان كبريا ندا كند كه : لمن الملك اليوم لله الواحد القهار تو را فرياد : يا حسرتا علی ما فرطت فی جنب الله چه سود دارد ؟؟؟
آهای حواستو جمع كن ؛
داعی لطف ، دم به دم ، تو ! را به خود !! دعوت می كند !!! و جمال ازل ، نفس به نفس ، خود را به تو می نمايد !!! ... . ولی ... : حيفه نون !
طائفه ای از امت محمّد اند كه : اذا صعدوا استفادوا و اذا نزلوا افادوا !!! چرا كه ؛ ممن خلقنا امة يهدون بالحق و به يعدلون پس كجان ؟؟؟ !!! ... حق اينست كه بپرسند : تو كجائی !!!؟؟؟
+ وارد شده در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1384ساعت 12:8  توسط سید محمد جواد
|
در ميان پختگان عشق او ... !
خامم هنوز .
تا چه خواهد شد سرانجامم ...
+ وارد شده در پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1384ساعت 23:54  توسط سید محمد جواد
|
ثم جئت علی قدر یا موسی ... ! می گفت : شیخ مرتضی از همون اول طلبگی اهل نماز شب بود ؛ تو فیضیه حجرش بغل حجره
ما بود . شبا بلند که می شد ، میومد در حجره ما رو هم می زد و می گفت :
آشیخ حسینعلی بلند شو وقت نماز شبه !
شیخ حسینعلی هم ... .
یه شب گفت بابا هوا سرده ؛ حال ندارم تو این سرما بلند شم وضو بگیرم ... . فردا شب دیدیم صدای شیخ مرتضی از پشت در میاد که :
آشیخ حسینعلی پشو ؛ پشو برات آب گرم کردم !!!
اومدم بیرون دیدم یه کتری آب گرم کرده گذاشته پشت در و ... !! آره عزیز دلم ؛ از اون دو تا شیخ ؛ یکي شد
شهید مرتضی مطهری یکی دیگه ،
شیخ حسینعلی منتظری
+ وارد شده در سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1384ساعت 15:18  توسط سید محمد جواد
|
اين آيه را با من بخوان ... !
و أما من خاف مقام ربه و نهی النفس عن الهوی
فان الجنة هی المأوی ولی ...
رب ... ؟ مقام رب ... ؟؟ خوف از مقام رب ... ؟؟؟ نفس ... ؟ هوی نفس ... ؟؟ جنت ... ؟ مأوی ... ؟ ... پيدا کنيد من را ... !!!
+ وارد شده در شنبه دهم اردیبهشت 1384ساعت 23:56  توسط سید محمد جواد
|
چه خبر ... !! ؟ از اسرار صمديت ؛ از حقائق الهيت ؛ از معارف ربوبيت ؛ از معرفت اسرار ايمان ، مثل : وحی ... ، انزال ... ، الهام ... ، شهود ... ؛ معنی رسالت ... ، نبوت ... ، امامت ... ، کتابهای خدا ... ، صحايف ملکوت ... ، لوح ، قلم ، کتابت ، ... معنی ارقام و اقلام ، ملائکه ، صحف انبياء ؛ کيفيت نزول شياطين بر دلهای اشرار به وسواس ، و نزول ملائکه بر قلوب اخيار به الهام علوم و اسرار ؛ علم نفس ، سعادت و شقاوت و درجات و مقامات وی ؛ و دانستن دنيا ... ، و آخرت ... ، و بهشت ... ، و دوزخ ... ، و قبر و سوال و کتاب و ميزان و حور و رضوان و .......... . ... ؟
راستی چه خبر ؟؟
بله ، البته يادم مانده که ما مسلمانيم !! و اينکه چگونه مسلمان شده ايم !!! باشه ؛ قبول ؛ من که چيزی نگفتم ! .
+ وارد شده در یکشنبه چهارم اردیبهشت 1384ساعت 7:3  توسط سید محمد جواد
|
|
|