|
پيش كش به ساحت بي مساحت يگانه بانوي بيگانه ... ! شرح صدر را مي خوانم ؛ دائرة المعارفي است كه در چهارده كلمه ، با حواشي بي نظير حكيم خبير، در انتشارات آستان قدس به طبع آمده . اشارات آن شفابخش ؛ و قانون آن نجات بخش تر است . كلمه اي از آن را باز گو مي كنم ؛ آئينه عبرت تماشائي است !. نخست صدا و سيماي قرآن خاموش مي گردد ؛ و شيشه خم مي شكند ؛ و آنگاه آدم دوباره هبوط مي كند . اعراب كتاب بر هم مي خورد ؛ منصوب را مبني ، و بدل را مقدر مي گيرند . روح القوانين را ، قبض حقوق مي كنند !! . فيل سوار ابرهه منش ، رخ سفيد خانه سياه را مي زند , تا وزير شاه را كيش دهد . شط رنج از گونه های ياسين مي لغزد . آتش نمروديان ، دامن كبريا مي گيرد ؛ كبريت احمر آتش مي گيرد ؛ و مير داماد به قبسات مي نگرد . قفس شرح صدر مي شكند ؛ عدالت به حلق مي آيد و گلو گير مي شود ؛ طائر سيادت از شجره طوبي مي پرد . در آن سوي , اسماء شاهد در شب است ؛ اسماء حسني در حوض كوثر غرق مي گردد ؛ نفس رحماني در سينه حبس شده ؛ امير كبير دلخون پس از كوچ گلگون , شبنم ها را گرد مي آورد ؛ اينك دست گل به آب مي دهد ؛ و سپس پاي گل در خاك مي نهد ... ........ ؛ خداااااااااااااااااااااای من ... همه زمين ريشه دار او ؛ و همه آسمان ساقی ساقه او يند ؛ ولي او نه در زمين مقبور و نه در آسمان مستور , بلكه ميان آن دو رق منشور است .
آنجا و آنك تازيان , تازيان زدند ؛ تا زيّان اينجا و اينك زيان خورند .
فلعنة الله عليهم
استاد وکيلی
+ وارد شده در دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:1  توسط سید محمد جواد
|
لابد للناس من أمير برّ أو فاجر ... !
... رعيت هرگز اصلاح نمي شود جز با اصلاح شدن واليان و زمامداران ؛ و زمامداران اصلاح نمي گردند جز با رو به راه بودن رعايا ؛ پس آنگاه كه رعيت حق حكومت را ادا كند , و حكومت نيز حق رعايا را مراعات نمايد , حق در ميانشان قوي و نيرومند خواهد شد ؛ و جاده هاي دين صاف و بي دست انداز مي گردد ؛ نشانه هاي عدالت اعتدال مي پذيرد ؛ و راه و رسمها درست در مجراي خويش به كار مي افتد . بدين ترتيب است که زمان صالح مي شود و مي توان به بقاء دولت اميدوار بود و دشمنان مايوس خواهند شد ... . اما ؛ ... گروهي به خاطر نارضايتي از حكومت من به يكديگر پيوسته اند ؛ و من تا هنگامي كه بر اجتماع شما خوفناك نگردم , صبر خواهم نمود ؛ چه اينكه آنان اگر بر اين افكار سست و فاسد باقي بمانند و بخواهند اهداف خود را عملي كنند , نظام جامعه اسلامي از هم گسيخته خواهد شد . از روي حسد به طلب دنيا برخاسته اند و مي خواهند روش گذشته را زنده كنند !! بدعت هائي كه به رنگ حق در آمده اند هلاك كننده اند ؛ مگر خداوند ما را از آنها حفظ كند . متابعت از حكومت الهي حافظ امور شماست . صلي الله عليك
يا عليّ
+ وارد شده در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1384ساعت 14:41  توسط سید محمد جواد
|
خم می ... !
با هم همسفر بوديم ؛ از مشهد الرضا (ع) بر می گشتيم ؛ زمان قديم ( همون زمان که يه باری گفت : دو طائفه رو تو اتوبوس سوار نمی کردن : يکی ... و يکی ... ! ) . نيمه شب بود که ماشين يارو خراب شد و ايستاد ؛ خب دفعه اولش هم نبود ؛ راننده و شاگردش هم شاکی و اسبی !! ؛ اومديم پائين يه چند دقيقه ای که گذشت گفت شب از نيمه گذشته خوبه تا اين درست ميشه يه آبی گير بياريم و يه وضوئی و .... . رفت پيش يارو ؛ آقا ببخشيد آب داريد ما يه وضو بگ........ . : داد و بی داد ...! فحش و فضاح !! ، که آخوندِ ..... وسط اين بيابون آبم کجا بود و ... !! : ببخشيد من كه چيزی نگفتم ؛ گفتم اگر هست . سرشو انداخت پائين خلاف جهت جاده ، راس بيابون ، تو تاريکی ...!! اِ ... ! ؛ اين سيد كجا داره می ره ؟!! ؛ گفتم : آقا روح الله ! کجا ؟؟ بيابونه ! خطر داره ! ... . انگار نه انگار ! منم نميخواستم رفيق نيمه راه بشم دنبالش رفتم . يه کمی که از جاده دور شد ؛ راست قبله نشست رو زمين ؛ يه دعائی زمزمه کرد و با اين پاشنه دستش کوبيد رو زمين ... آب !! ؛ آب !!! بازم انگار نه انگار ؛ وضو گرفت و يه دستی به آب زد و آبها خيلی آروم جمع شدن رفتن پائين و ايستاد به نماز ؛ الله اکبر ؛ ... الله اکبر ! هو اجتباه و هداه إلی صراط مستقيم
قبلا هم گفتم كه : خرقه رهن خانه خمار دارد پير ما .
+ وارد شده در شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 11:2  توسط سید محمد جواد
|
|
|