تبليغاتX
امیر بیان

هديه ... !!!

 

در تبيين علم انبياء و اوصياء ؛

أنبياء قبل از بعثت از نظر علم و ساير توانائيهاي علمي و عملي مانند ساير مردم بوده اند . يعني در يك دوره ايشان « بشر مثلكم » بوده اند تا اينكه مي فرمايد : « يوحي الي » ؛ پس تفاوت نبي با بني نوع خود در همين « يوحي الي » مي باشد . اگر اين رابطه وحي را قطع كنيم ايشان مانند ساير افراد بشرند . همان كه إمام باقر عليه السلام فرمود :

ان عالمنا لا يعلم الغيب و لو وكل الله عالمنا الي نفسه كان كبعضكم و لكن يحدث اليه ساعة بعد ساعة .

[ البته مخفي نيست كه افراد بشر از نظر شيوه زندگي و ملكات و فضائل اخلاقي با هم متفاوتند و هر كسي براي خود منشي و روشي دارد . تاريخ به ما مي گويد كه اين افراد قبل از بعثت داراي اخلاق فاضله و كمالاتي در رفتار و كردار خود بوده اند . . اينگونه نبوده كه از ميان افراد خلافكار و فاسد كسي به رسالت مبعوث شود .]

خداوند ، بنا به حكم و مصالحي ، افرادي را از ميان بندگانش بر مي گزيند ، انتخاب مي كند ، كتاب و حكمت در اختيارشان مي گذارد و ايشان را به نبوت مبعوث مي كند ، تا راهنماي ديگران باشند . و پيام خدا را به بندگانش برسانند .

اجمالا ميتوان گفت اين علومي كه در اختيار أنبياء قرار مي گيرد غير از علم الغيب است .

علم الغيب مخصوص خداوند تبارك و تعالي است و احدي از آن اطلاعي ندارد . و آنچه به انبياء داده شده ، بخشي از علوم غيب مي باشد كه  در اختيار ايشان قرار گرفته تا حجت بر مردم باشند .

خداوند از تمام علوم مربوط به ملك و ملكوت ، كوچك و بزرگ ، ذرات آسمان و زمين ، غيب آسمان و زمين ، وقايعي كه در زمين و براي انسانها اتفاق مي افتد ، ميزان عمر افراد و … و ... و... آنهائي را كه تثبيت شده ، امضاء شده و مقدر شده ، در كتابي مبين ، مكتوب فرموده ، آنگاه اين كتاب را در اختيار بندگان برگزيده اش ، بنابر اختلاف مراتبشان ، قرار مي دهد . كه البته كل اين علوم مربوط به تحت عرش است .

شايد بتوان گفت تعبير علم كتاب در مقابل علم غيب است . علم كتاب علمي است مكتوب ، مضبوط و مشهود براي اهلش ، بنابراين غيب نيست . البته خداوند مي فرمايد مِن غيب است ؛ يعني اين مقدار از علم غيب را مشهود كرده ، اما نه مشهود هر كس ، مشهود مصطفون الاخيار است . بنابر اين نظر اگر نبي « علم الكتاب » را هم داشته باشد ، « عالم الغيب » نيست . بعبارت ديگر اين دو با هم تنافي ندارند كه از طرفي نبي را عالم به ما كان ومايكون بدانيم و از طرف ديگر ادعا كنيم كه غيب نمي داند .

بدين معني ، مرتبه اي از علم هست كه غيب است ؛ علومي است كه از خلق پوشيده است . مشيت خدا در اين مرتبه تعلق مي گيرد ، كم و زياد ميكند ، ممكن است بخشي را امضاء كند ، بخشي را نكند ، آنهائي را كه امضاء مي كند و مقدر مي كند در« علم الكتاب » قرار مي دهد كه آن را هم به نحو اتم در اختيار رسول الله صلي الله عليه و آله قرار داده است . اين مرتبه غيبي ، همان مرتبه « أم الكتاب » است كه مي فرمايد « يمحو الله ما يشاء و يثبت و عنده أم الكتاب » . همان آيه اي كه أمير المؤمنين فرمود : اگر نبود ، به شما از آنچه تا آخر عالم اتفاق مي افتد خبر مي دادم .

البته بايد به اين نكته اساسي توجه داشت كه ؛ اينگونه نيست كه ايشان يكجا از همه علم الكتاب بالفعل اطلاع داشته باشند ؛ بلكه بيناي كتابند ، كم كم در اختيارشان قرار مي گيرد ، بر حسب نياز و موقعيت .

همانگونه كه يك فرد بينا در مقابل يك كور مي تواند ادعا كند كه من هر چه در اين عالم هست ميتوانم ببينم ؛ و البته ادعاي صحيحي هم هست ؛ اما تحقق بالفعل آن منوط به شرايطي است ؛ ادعاي ائمه عليهم السلام كه مي فرمايند ما از ما كان و ما يكون خبر داريم نيز اينگونه است . يعني چشم ديدن اين وقايع را داريم و البته تحقق بالفعل آن شرائطي مي خواهد كه در ظرف زماني و مكاني خاص خود ، باذن الله محقق مي شود .

بنابر اين آن رواياتي كه ائمه عليهم السلام علم غيب را از خود انكار مي كنند منظور همان غيبي است كه نزد خدا است و هنوز مقدر نشده ؛ و آنجا كه خود را عالم به غيب معرفي مي كنند آن علوم غيبي است كه مقدر شده و در كتاب قرار گرفته ؛ و براي امثال ما غيب محسوب مي شود .

اگر سخن فوق را بپذيريم ، اين سؤال پيش مي آيد كه ؛ اين علوم چگونه در ايشان به فعليت مي رسد ؟

پاسخ اينكه ؛ اطلاع ايشان از كتاب بواسطه روح القدس حاصل مي شود كه در اختيار ايشان است . و مدام با روح القدس در ارتباطند و اطلاعات جديد دريافت مي كنند . به نحوي كه اگر اين ارتباط قطع شود علم امام محدود مي شود و از بسياري چيزها بي خبر مي ماند .

[ براي تقريب به ذهن ، شبكه اطلاع رساني اينترنت مثال خوبي است ؛ ايشان مانند كسي هستند كه كلمه عبور (password ) اتصال به اينترنت را در اختيار دارند . اگر كل شبكه را علم الكتاب فرض كنيم با داشتن كلمه عبور تمام اطلاعات موجود در شبكه در اختيار ما قرار مي گيرد . و البته تحقق بالفعل آن نياز به مراجعه دارد ! ]

+ وارد شده در  سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت 9:6  توسط سید محمد جواد  | 

اسعد الله ايامکم و لياليکم سعيدا طيبا

 مبارکا

+ وارد شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت 16:30  توسط سید محمد جواد  | 

آوای غربت ... !

 

و من هنوز هم ...

مشق  نام  ليلی می کنم !


                                   خاطر خود را تسلی می کنم .

ناچشيده جرعه ای از جام او


عشقبازی می کنم با نام او ...

 

اللهم ؛

 يا الله  يا رحمن  يا رحيم  يا کريم  يا مقيم  يا عظيم  يا قديم  يا عليم  

يا حليم  يا حکيم  يا مانع  يا دافع  يا رافع  يا صانع  

يا نافع  يا سامع  يا جامع  يا شافع  

يا واسع  يا موسع 

 يا ...

+ وارد شده در  یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 6:21  توسط سید محمد جواد  | 

ادب حضور ... !

 

يار با ماست ؛ 

                  چه حاجت که زيادت طلبيم  ؟ 

 

دولت صحبت آن مونس جان ،

                                     ما را بس .

 

* اللهم ‌أذقنی حلاوة ذکرک * 

+ وارد شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1384ساعت 19:11  توسط سید محمد جواد  |