|
+ وارد شده در سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 7:29  توسط سید محمد جواد
|
لذت شرب مدام ... !
يه کوزه گلی فرض کنيد روی يه ميز ؛ تو يه اتاق تاريک که چشم چشمو نبينه حالا از يه جائی يه نور ميخوره بهش ؛ چی می بينی ؟ يک کوزه . بپرسند نور می بينی ؟ می گی نه ! من کوزه می بينم . ولی ، با نور داری ميبينی ! در واقع اول نور رو ميبينی بعد کوزه رو ! تو اين منظر چشمت ، بخوای وجود کوزه رو اثبات کنی ؛ مشکلی نداری . بخوان برات وجود نور رو اثبات کنن ؛ سخته برات . اگه بگی من ميگم کوزه هست و نشونت ميدم ! تو که ميگی نور هم هست نشون بده بينم !! ميگم ميشه به اين نور گفت : أ يکون لغيرک من الظهور ما ليس لک ؟ متی غبت حتی تحتاج الی دليل ؟ !! بيا يه پله بالاتر اون کوزه رو يه شکل ليزری فرض کن که اون وسط هست ! اساسا چيزی جز نور نيست !! به اين نور ميشه گفت : باسمائک التی ملأت ارکان اين کوزه !!؟ ولی تو می گی کوزه است ! کو نور ؟؟!! يکی ميگه چون کوزه هست ، نور هم هست . من ميگم چون نور هست کوزه هست ! آخه ، کيف يستدل عليه بما هو فی وجوده مفتقر اليه ؟!
ای خدااااا ؛ آدم تا می خواد يه چيزائی بفهمه ذهنش قفل می کنه ! الله نور السماوات والارض بأسمائک اللتی ملأت ارکان کل شيء أ يکون لغيرک من الظهور ما ليس لک ؟ متی غبت حتی تحتاج الی دليل يدل عليک ؟ کيف يستدل عليک بما هو فی وجوده مفتقر اليک ؟ انت الذی تعرّفت إليّ فی کل شيء فرأيتک ظاهرا فی کل شيء !
آقا ، ميدونی قضيه چيه ؟ قضيه اينه که ، ما در پياله عکس رخ يار ديده ايم ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما
يادتون نره که ، سبحان الله عما يصفون
+ وارد شده در دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 22:43  توسط سید محمد جواد
|
مرز هوی ... !
موندم رو هوا برا تشخيص مرز هوی !
آخه گفتن : ... و لا تتبع الهوی شل بجنبی ، می شه هُوی ! می ری قاطی اونائی که و من يحلل عليه غضبی فقد هوی اينم عاقبت آدمای سر به هوا !
آاااااااااااای آخدا ! به حرمت اون کسی که ما ينطق عن الهوی يه کاری کن که بريم تو سلک من خاف مقام ربه و نهی النفس عن الهوی
+ وارد شده در شنبه سوم دی 1384ساعت 21:55  توسط سید محمد جواد
|
|
|