|
بفرما صفا !!!
خدائیش آقا بیان جا کمه دیگه ! نیس ؟
+ وارد شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 18:47  توسط سید محمد جواد
|
ساختار ذهن در مورد چرائي دين !
« يعلمون ظاهرا من الحياه الدنيا و هم عن الاخره هم غافلون » روم / 7 درد ما نداشتن ساختار و قفسه بندي ذهني براي زندگي است ؛ ابن الوقتي زندگي مي كنيم ؛ اينست كه آثار پندها و مواعظ و دستورات اسلامي را در زندگيمان مشاهده نمي كنيم . ذهنمان مانند پستوي خانه هاي قديمي است . همه چيز در آن وجود دارد ، اما جاي آن مشخص نيست ، به سختي مي توان چيزي را در آن پيدا كرد . در ذهن ما اطلاعات اسلامي ، احكام زندگي درست ، وجود دارد . اما در هم و بر هم است . موقع لزوم هيچ حكمي به ذهنمان نمي آيد . بسيار اتفاق افتاده كه روايتي را مي شنويم ، بعد چون فكر ما ساختار درستي ندارد ، خيلي راحت فراموش مي كنيم .
يكي از اين قفسه بنديها كه موجب ثبات شخصيت دینی ما مي شود ، بحث ذيل است : انجام هر كاري صرف نظر از نيت فاعل آن ، ادا در آوردن و نوعي بازي در آوردن است . آنچه كه به يك كار يا يك سري فعاليتها معني و ارزش مي دهد ، نيت فاعل آن است ، نگاه فاعل آن به آن عمل است . مثال ؛ ما اگر به عمل يك نويسنده توجه كنيم ، اگر هدف او و نيت او را لحاظ نكنيم ، كاري كه مي كند ، حركت شيئي است مخصوص بر روي تكه اي كاغذ سفيد با پيچ و خم هاي مخصوصي ؛ و در نهايت هم صفحه اي پر از خطوط ايجاد مي شود و بس . اين ظاهر كار است كه وقتي در همين ظاهر دقت كنيم مي توانيم آنرا ( همين حركات ظاهري را ) حقيقي بپنداريم . اما حقيقت اين ظاهر، آن نيتي بوده كه نويسنده داشته ، كه به اين صورت ظاهر شده . معنای این حرکات به آن نیت است همه و همه افعال و كردار ما و بلكه جهان خلقت اينگونه است که اگر نيت فاعل را حذف كنيم ، بازي است ، نمايش است ، كارهائي بر اساس روابط علي به طور خود كار و منظم انجام مي شود ؛ آنچه ما بايد توجه داشته باشيم اين است كه : فكر ما و نيت ما است كه به اين حركات و به اين نظامها روح ، ارزش ، و بها مي دهد . حالا ، جوري شده كه اصل را ، كه خودمان هستيم ، نيتهايمان است را رها كرده ايم ، و پرداخته ايم به تحليل و توضيح آنچه اتفاق افتاده يا مي افتد ( همان علوم تجربي ) و حال آنكه اين خواست ما بوده كه اينها را بوجود آورده و مي آورد .
در نظام كلي خلقت نيز همينطور ، نيت فاعل ( جل شأنه ) را رها كرده ايم ، كه اصل و معنا و مبدأ خلقت همان است ، و آمده ايم نتيجه كار را زير و رو مي كنيم به اين عنوان كه چيزي است مستقل ؛ حال آنكه يك سري روابطي است ( و لو منظم و معني دار چون از نيتي معني دار سرچشمه گرفته ) كه اگر سواي نيت مبدء لحاظ شود ، مسخره بازي است ، عمل سفهي است . مثال : وقتي پليس جلوي شما را مي گيرد و گواهینامه مي خواهد ، اگر خود اين عمل را لحاظ كني ، اين مي شود كه شخصي آمد ماشين را نگه داشت ، تكه كاغذي كه خطوطي روي آن كشيده شده بود را گرفت ، نگاه كرد و پس داد ، و ماشين را رها كرد ، اگر همين باشد و همين ، مي توان به او گفت ، ديوانه ، بيكاري ، خلي ؟ كه چي ؟ … اما آن نيت و اصل كلي كه در زنجيره اي طولاني شكل گرفته و تا اينجا به رعايت نظم جامعه رانندگان منجر شده ، اين عمل را معني دار مي كند . حالا سؤال اينست كه : رفتار و زندگي انساني بما هو انسان چه نيتي در وراي آن است ، چه چيزي بايد باشد تا اين حركات ما بر طبق آن صادر شود و معناي اين حركات ما ، آن باشد ؟ اسلام بعنوان يك انسان شناس آنرا قرب به مبدء كل نظام آفرينش مي داند . يعني تقرب به او نيتي است كه بايد افعال ما را شكل دهد . يا ما بعنوان انسان رفتارمان بايد بر طبق آن نيت باشد . اما چون صاحب اختيار هستيم ، گاهي و اكثرا نيتهائي براي خود جعل مي كنيم ( چون دستمان از نيت و مقصود اصلي كوتاه است ) و بر طبق آن رفتارمان شكل مي گيرد ، اين است كه هر كس سازي مي زند ! چه كسي مي تواند به آن نيت اتم و اكمل دست يابد تا به ما بگويد ؟ هيچ كس . فقط و فقط خود او از نيتش آگاه است ، ما از درون مثل خودمان خبر نداريم چه برسد به او . پس راه فهم آن نيت ، هدايت خود اوست . يعني او خودش بايد زبان بگشايد و بگويد نيت من اينست ، تمام معناي اين حركات و افعالي كه در عالم مي بينيد و كار خودم است ، نيتش اينست ، شما نيز جزئي از اين عالميد ، جزئي از اين خلقتيد طوري نيت كنيد كه نيتتان با نيت من يكي و همسو باشد تا به نتيجه برسيد ، و گرنه بر خلاف جريان رود حركت كرده ايد ، و چون هيچكاره اين عالميد ( از جهت مبدء و معاد ) نهايتا كاري از دستتان بر نمي آيد و عمرتان ته مي كشد و تباه مي شويد ، اين به اختيار شما است كه نيت من را برگزينيد ، يا نه ، او نيتش را با ارسال رسل و انزال كتب ( راه منحصر ) بيان كرده است . ممكن است ما با تحليلهاي مختلفي از اين افعال و حركاتي كه مي بينيم ، نيتي را براي آن تصور كنيم اما اعتبار نيت من چيزي را عوض نمي كند ، نظام بر مبناي نيت فاعلش مي چرخد ؛ مگر در مورد افعال خودم كه آنهم معلوم شد كه اگر اين نيت من بر خلاف نيت او باشد به شكست مي انجامد و موفق نخواهد بود . اگر كسي هيچ نيتي نداشته باشد ، هيچ فعل و حركتي از او صادر نمي شود . در عالم ، افعال و حركات وجود دارد ، پس فاعلش نيتي داشته است كه بر اساس آن دست به حركت زده . آن چه نيتي بوده ؟ كه چنين عالمي را ايجاد كرده ؟ آنچه ما مي بينيم ظاهر است . آن نيت ، باطن . و چون از آن نيت خبر نداريم ، خودمان حكمت تراشي و نيت سازي مي كنيم تا به اين حركات معنائي بدهيم ، يعني نمي توانيم بدون هيچ معنائي اين حركات را تحمل كنيم . اين همان است كه در قرآن مي فرمايد : « يعلمون ظاهرا من الحياه الدنيا و هم عن الاخره هم غافلون » روم / 7 ظاهري از اين حركات مي دانند ، حال قرآن چيز بيشتري مي گويد . مي فرمايد : و هم عن الاخره هم غافلون ، يعني اصلا غفلت دارند از معني ، از نيت ، اصلا حواسشان نيست كه نيتي هم دارد !!! ما گفتيم نيت تراشي مي كند ، ولي نه اصلا به فكر نيت نيست تا نيت تراشي كند . ( البته آنچه ما گفتيم مربوط به اهل تفكر بود و اين كه قرآن مي گويد مال عوام است ) . يا آنكه مي فرمايد : « فاعرض عمن تولي عن ذكرنا و لم يرد الا الحياه الدنيا » « ذلك مبلغهم من العلم ان ربك هو اعلم بمن ضل عن سبيله و هو اعلم بمن اهتدي » اينكه فقط به دنيا پرداخته اند بخاطر مقدار علمشان است ، عقلشان همين قدر رسيده ، ديگر به نيت و هدف ( آخرت ) اين دنيا نرسيده اند ( و البته بدون هدايت انبياء نمي توانند برسند ) . يعني علم ناقص ما را به تحليل همين دنيا سرگرم كرده و اصلا غافليم از درون ، از نيت و هدفي كه باعث شده اين دنيا ساخته شود . البته قرآن علت را رويگرداني از ياد مبدء مي داند . ما را لحاظ نكرده اند كه دنبال نيت ما نيامده اند و به آنچه داشته اند مشغول شده اند . اگر خدا را لحاظ كنيم ، به سراغ نيتش مي رويم تا معناي حقيقي اين حركات را بفهميم كه البته متوجه خواهيم شد كه دست ما ( انديشه ما ) كوتاه و خرما ( انديشه الهي ) بر نخيل ؛ و به سراغ سفراي الهي مي رويم و دست نياز به سمت آنها دراز مي کنیم ... .
هف هش دفه بخونینش !!
نی خیلی کوتاس !!
+ وارد شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 16:41  توسط سید محمد جواد
|
ذکر... !
سبحان الإله الجلیل سبحان من لا ینبغی التسبیح إلا له سبحان الأعز الأکرم سبحان من لبس العزّ و هو له أهل
هوا گرمه ! روزا بلنده ! توان روزه ندارین ! در روز ۱۰۰ مرتبه این ذکر را بخوانید ثواب روزه آن روز را در یابید !
+ وارد شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 16:23  توسط سید محمد جواد
|
دین ما دین زندگى است ! بنده ساعتى در این مجلس صحبت کردم. خدا شاهد است این را که عرض مىکنم نه براى خودنمایى است، بلکه براى این است که آقایان را دلخوش بکنم، که روش تبلیغاتى و حقایق علمیى که ما داریم، بسیار بسیار جلوتر، عمیقتر و مؤثرتر از حقایق علمیى است که دیگران دارند. در این صحبتى که کردم، بعد از مدتى، رئیس دیر به مدیر کل تبلیغات لبنان، که او هم مسیحى است، گفته بود: آن روحانیتى که سیّد موسى ظرف یک ساعت در محیط دیر ما پراکند، بیش از روحانیتى بود که در مدت شش سالْ ما به اینها دادهایم! امیدوارم که حمل بر خودنمایى نفرمایید. این یک حقیقت است که مربوط به بنده نیست. مربوط به آن دین مطهرى است که مىگوید: اگر زراعت بکنى عبادت و سجود خداست؛ اگر با زنت حسن معامله بکنى عبادت و سجود است؛ اگر در بازار تجارت بکنى عبادت و سجود است؛ آن دینى که مىخواهد همیشه و در همه جا و همه وضعْ؛
انسان به یاد خدا باشد
و هیچ چیز را با ذکر خدا و یاد او منافى نمىداند؛ آخر در مقابل این دین، مسیحیها هستند، که اصلا عبادت را جز در کلیسا و جز در شرایطى خاص ممکن نمىدانند.
شاید خبری از او شود این روزها ...
+ وارد شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 8:27  توسط سید محمد جواد
|
|
|