|
از آن دور !!
می شود رفت از آن بالاها از بلندای زمین ، از آن دور دید جمعی که پراکنده و افسرده به هم می لولند، همه یک مشت علف هرزه نا میمون اند پس چه بهتر که همانجا، آن دور ، حلقه آویز کنیم سبد این دل پر زخمه بی سامان را تا از این نزدیکی زخمه های دلمان، شبک نور شود از آن دور .
به این میگن شعر نو ! اگه زیادی نو بود به بزرگیه خودتون ببخشید
در هر حال
من که رفتم آن دور
+ وارد شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 10:19  توسط سید محمد جواد
|
|
|