|
کلمه طیبه !!
تو فرمودی که در این راه باشم من نگویم خسته ام، خسته که را ه از تو؛ نجات از چاهها از تو؛ مرا هر قدر خسته می بری با خود... و من گفتم ندارم تاب؛ فرمودی که تاب از من؛ و من گفتم که غم دارم، و یک غمخوار کم دارم، تو فرمودی که من غمخوار و دلدارم، و من یارم، وفادارم، و من دانای اسرارم... دلم را می دهم این بار دست تو، به تو صاحب ،به تو مولا، غبار آلود و تیره روز و سردرگم، رها گشته، ببر آنرا صفایش ده، صدایش کن جلایش ده.
+ وارد شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 9:5  توسط سید محمد جواد
|
|
|