تبليغاتX
امیر بیان
 

کلمه طیبه !!

 

تو فرمودی که در این راه باشم من

نگویم خسته ام، خسته

که را ه از تو؛ نجات از چاهها از تو؛ مرا هر قدر خسته می بری با خود...

و من گفتم ندارم تاب؛

فرمودی که تاب از من؛

و من گفتم که غم دارم، و یک غمخوار کم دارم،

تو فرمودی که من غمخوار و دلدارم، و من یارم، وفادارم، و من دانای اسرارم...

دلم را می دهم این بار دست تو، به تو صاحب ،به تو مولا،

غبار آلود و تیره روز و سردرگم، رها گشته،

ببر آنرا صفایش ده،  صدایش کن جلایش ده.

 

 

+ وارد شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 9:5  توسط سید محمد جواد  |